الشيخ أبو الفتوح الرازي
351
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
جواب مده . به بار سديگر ( 1 ) جبريل ( 2 ) پيدا شد و گفت : من جبرئيلم ( 3 ) ، و خداى تعالى تو را پيغامبرى داد ، بر خيز و پيغام خداى به اين قوم بر . او بر خاست ( 4 ) و پير را خبر داد . پير گفت : آنچه خداى فرموده است به جاى آر ( 5 ) . او برخاست ( 6 ) به دعوت كردن در ميان قوم . او را باور نداشتند و گفتند : تعجيل مىكنى ( 7 ) به نبوّت ، و خداى تو را هنوز پيغامبرى نداده است ، و اگر تو پيغامبر خدايى ، ما از تو آيت پيغامبرى آن مىخواهيم كه از خداى در خواهى تا براى ما پادشاهى فرستد تا ( 8 ) در پيش ما با دشمن ما قتال كند . و قوام كار بنى اسرايل بر ملوك بودى ، و جهاد مفوّض ( 9 ) به پادشاه بودى ، و پيغامبر پادشاه را مشير و مرشد بودى ، و مؤيّد او به وحى از قبل خداى تعالى . وهب منبّه گفت : خداى تعالى اشمويل ( 10 ) را به پيغامبرى بفرستاد ( 11 ) ، چهل سال پيغامبرى كرد و كار بنى اسرايل به استقامت باز آورد . آنگاه جالوت و عمالقه پديد آمدند ( 12 ) ، بنى اسرايل گفتند : * ( ابْعَثْ لَنا مَلِكاً نُقاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّه . ) * و ابو عبد الرّحمن السّلمىّ در شاذّ خواند : « يقاتل ( 13 ) » به « يا ( 14 ) » ، براى آن كه فعل ملك را باشد و او مجزوم است به جواب امر . چون قوم چنين گفتند ، او گفت : * ( هَلْ عَسَيْتُمْ ) * ، « هل » استفهام است و « عسى » فعل مقاربت است . و نافع و حسن و طلحة بن مصرّف « عسيتم » خوانند به كسر « سين » در جمله قرآن ، و آن لغتى است . و باقى قرّاء به فتح « سين » خوانند ، و آن لغت فصيح است . ابو عبيد ( 15 ) گفت : اگر « عسيتم » روا بودى خواندن ، « عسي ربّكم » هم روا
--> ( 1 ) . آج ، لب : سوم . ( 2 ) . مج ، وز ، دب ، لب ، مب ، مر : جبرئيل . ( 3 ) . آج ، فق : جبريلم . ( 6 - 4 ) . دب ، لب ، مر : برخواست . ( 5 ) . آج ، لب ، فق : آور . ( 7 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : مكن . ( 8 ) . همهء نسخه بدلها : كه . ( 9 ) . مج ، وز ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : مفروض . ( 10 ) . مج ، دب ، فق ، مب ، مر : اشموئيل ، وز : شمويل . ( 11 ) . آج ، لب ، مب ، مر و . ( 12 ) . مب : پديد آمدندى . ( 13 ) . همهء نسخه بدلها في سبيل اللَّه . ( 14 ) . همهء نسخه بدلها : بالياء . ( 15 ) . مر : ابو عبيده .